آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
629
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
مقام اول بود و براى حفظ پايگاه خود ، پيوسته باربذ را ، كه رامشگرى جوان و بنابر قول ثعالبى از مردم مرو بود ، از حضور شاهنشاه دور ميداشت . اما باربذ حيلهء كرد و آواز خويش را به گوش خسرو رسانيد و از آن پس مقرب شد . روايات موجوده اختراع دستگاههاى موسيقى ايران را بباربذ نسبت ميدهند « 1 » . در واقع ، اين مقامات پيش از باربذ هم وجود داشته ، ولى محل ترديد نيست ، كه اين آهنگ ساز بزرگ تأثير بسزايى در موسيقى ساسانى كرده است ، و اين موسيقى را هم منبع عمده موسيقى عرب و ايران بعد از اسلام بايد شمرد و ميتوان گفت ، كه در ممالك اسلامى مشرق هنوز آثارى از الحان باربذ باقى است ، زيرا كه شرقيان در اين رشته از صنعت بسيار محافظهكار هستند . ثعالبى گويد ، باربذ در ملاقات اول دستان يزدانآفريذ را براى خسرو خواند ، بعد دستان پرتو فرخار را بسمع او رسانيد « 2 » ، كه همان شادمانى را ميبخشيد ، كه توانگرى از پس درويشى ميبخشد ، پس از آن دستان سبز اندر سبز را خواند و نواخت ، چنان كه شنوندگان از آهنگ زار زار ابريشم رود و از زير و بم سرود او مجذوب و مبهوت شدند . بگفته فردوسى سه دستانى ، كه باربذ در اين محل خواند و نواخت ، داذآفريد ، و پيكارگرد و سبز در سبز بود . سرودى بآواز خوش بركشيد * كه اكنون تو خوانيش داذآفريد « 3 » زننده دگرگون بيار است رود * برآورد ناگاه ديگر سرود كه پيكار گردش همى خواندند * همى نام از آواز او راندند
--> ( 1 ) - رضازاده شفق مقاله در خصوص باربذ در مجله ايرانشهر ، طبع برلن ، سال ، 3 ، ص 61 و بعد ، نوشته است ، ( 2 ) - فرخار شهرى است افسانه ، كه از جهت حسن صورت سكنه و وجود معبد بتپرستان در قصص و افسانهها شهرت دارد . ( 3 ) - نام واقعى آن بايد داذار آفريذ بوده باشد و اين همانست ، كه ثعالبى آن را يزدانآفريذ نوشته است .